امیر گلمامیر گلم، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 10 روز سن داره
محیای نازممحیای نازم، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 10 روز سن داره

يكي بود يكي نبود

خانم کوچیک

1392/12/8 18:21
نویسنده : مامان
336 بازدید
اشتراک گذاری

خانم کوچیک خونه ما بعضی وقتا شیرین کاریهای که چه عرض کنم خرابکاریهای میکنی که آدم فقط باید عکس بگیره چون تکرر این کارات زیاده کلافهکلافهو هیچ کار دیگه ازم بر نمیاد قهر

 مشغول ضمه امیدوارم درست نوشته باشم هستین که فکر کنین کار محیا هستش

این هم مجرم در حال فرار و گاهی اوقات مجرم میره وسط مبلا قایم میشه

و هنر جدیدت که میری در کابینت رو باز میکنی و قاشق و چنگال هارو در میاری و میذاری یک کشو بالاتر

تو سالم باش و باش ولی شیطنت کن منم مادر لذت ببرم از حضورتقلبقلبقلبماچماچماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (13)

مامان دخترا
9 اسفند 92 6:10
ماشا الله عروسی خانم کوچیک ایشا الله
مامان
پاسخ
ایشاا................... رو بلند بگی
مامان مهدی و زهرا
9 اسفند 92 8:49
ای جونم میشه حدس زد در آینده عروس خوبی میشه
مامان
پاسخ
مامان نازنين
10 اسفند 92 7:59
قربونت برم خاله ماشاالللللللللللله.اصلا بهت نمي ياد از اين كارا بكني .خوب مظلوم نمايي مي كني خاله
مامان
پاسخ
مي بيني خاله داره اينكارا رو ميكنه كه منو مجبور به خونه تكوني كنم
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
10 اسفند 92 23:42
پسرک از پیامهای هرشب رفیقش خسته شده بود یک شب بدون بازکردن پیام گوشی رو زیر بالش گذاشت و خوابید.صبح مادر رفیق زنگ زد گفت پسرم:رفیقت مرده. پسرک سریع رفت سراغ پیام دیشب ک نوشته بود عشقم تصادف کردم ب زور خودمو رسوندم جلودرتون دارم میمیرم بیاواسه آخرین بار ببینمت.....
مامان
پاسخ
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
10 اسفند 92 23:42
خدا به فريادمون برسه با اين شيطون بلاهااااااا.... واقعاً انشالله هميشه سلامت باشن و شيطون
مامان
پاسخ
انشاا... اميدوارم حال آوا جون هم زودتر خوب بشه كه شروع كنه شيطنت بچگي شو
مامان محیا
11 اسفند 92 2:47
وای خواهر از خرابکاری این وروجک ها نگو که دلم خونه
مامان
پاسخ
اي جان چرادخمل شما كه ماشاا... خانومه
امیرحسین کوچولو نفس ما
11 اسفند 92 3:53
جوووووونم محیای شیطوووونقربونت بشم کهخرابکاری میکنیواقعا باهات موافقم مامانی.این وروجکا سالم باشن و خونه رو بهم بریزن فدای سرشون الهی زنده و پاینده و سالم باشی محیا جونم همینطور داداش گلت
مامان
پاسخ
ممنونم عزيزم همينطور گل پسر شما الانه كه ديگه اون كشو رو كشف كرده رفته سراغ كابينت نخود و لوبيا فكر كن من چي ميكشم
آیسان مامان ماهان
12 اسفند 92 12:21
مامانی احتمالا محیا جونی میخواد برا خونه تکنی کمک کنه خخخخخخخخخخخخ
مامان
پاسخ
اون دلش ميخواد همه رو بيرون بريزم دوباره از سر نو بخرم ميگه بريز بيرون اين قاشق چنگالا رو خخخخخخخخ
آیسان مامان ماهان
12 اسفند 92 12:22
ای ول محیا جونی که از اتاق گرفته تا فرش و کابینتارم تمیز کرده
مامان
پاسخ
بچم مي بينه كه من پير شدم عصاي دستمه ننه
آیسان مامان ماهان
12 اسفند 92 12:23
مامان
پاسخ
قربوست آيسان جوني
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
13 اسفند 92 15:12
دیوار کوتاهی دارد خانه ما وقت امدن غم ها و قاصدک ها ، دیوار بلندی دارد خانه ما وقت رفتن اشک ها و گلایه ها
مامان
پاسخ
خدا نكنه عسيسم البته راست ميگي واا...
امیرحسین کوچولو نفس ما
14 اسفند 92 15:31
مامان
پاسخ
قربونت راحیل جونم
مامان علی
15 اسفند 92 9:57
عزیزم تا می توانی بچگی کن که زود این ایام تمام میشه
مامان
پاسخ
آي راست گفتي