امیر گلمامیر گلم، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره
محیای نازممحیای نازم، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره

يكي بود يكي نبود

عكس

1392/12/1 11:27
نویسنده : مامان
234 بازدید
اشتراک گذاری

اين سه تاعكس هم تو گوشيم بود گفتم يادي از قديما بكنيم

امير رضا اگه دختر هم ميشدي خوب بود هاقلبقلبقلبنیشخنداين عكس مال حدود 2 سالگي كه خونه مامانا ميرفتي

مامان صديق كجايي كه ببيني بچه ها چه لاوي ميتركوندن خدايش چقد تپل هم بودن

قربون ژستت بشه مادر

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (15)

عمه
2 اسفند 92 14:37
قررررررررررررربو ن هر دوتاسون بشم من وقتی مهربونن باهم
مامان
پاسخ
امیرحسین کوچولو نفس ما
3 اسفند 92 1:28
جوووونم.چه با نازه عکس اولیییییییی
مامان
پاسخ
با ناز عكس انداختم كه منو بپسندين
امیرحسین کوچولو نفس ما
3 اسفند 92 1:30
مامانی جون.دوست خوبم.بدو بیا وبم دوست دارم نظرتو بدونم.اما خداییش راستشو بگو باشــــــــه؟
مامان
پاسخ
دادم عزيزم راست راست
مامان علی
3 اسفند 92 11:10
خوب عزیزم به بچه نمی رسی داره آب میره حالا که دوتا شدن فکر کنم قاطی میکنی به کدوم غذا می دی یا نمی دی
مامان
پاسخ
كدوم داره اب ميره محيا يا امير انشاا... نه چندان دور خواهيم ديد از براي شما رو خواهر
مامان محیا
4 اسفند 92 1:37
چ بچه های گلی امیر رضا چ چهره ی معصومی دارهقربونش برم منوای من عاشق سارا برادر زاده ات شدم
مامان
پاسخ
واي خاله حالا كه بزرگ تر ميشه معصوميته هم كم كم از دست ميره بيا ببين شيطنتا روممنون عزيزم اگه دوست داشتين به وبلاگشون كه لينكه سر بزنين اسمش دختراي دايي جونه
امیرحسین کوچولو نفس ما
4 اسفند 92 1:48
خصوصی خانمی
مامان
پاسخ
اومدم عزيز
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
5 اسفند 92 6:07
اي جونم من فداي جفتشون بشم
مامان
پاسخ
خدا نكنه عزيزم
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
5 اسفند 92 6:07
دیشب تو فکرت بودم که یه قطره اشک از چشمهام جاری شد از اشک پرسیدم چرا اومدی؟ گفت اخه تو چشمهات کسی هست که دیگه جای من نیست
مامان
پاسخ
مامان مهدی و زهرا
5 اسفند 92 12:17
آخی امیر رضا جون یاد ش بخیر بچگی هاالان دیگه مرد شدی و غیرتت اجازه نمیده مقنعه بپوشی ،نه؟ دلم براتون تنگ شده واقعا
مامان
پاسخ
يادتونه زن عمو جون چه شيطوني بودمدل ما هم براتون تنگ شده پس چرا نميان
مامان علی
5 اسفند 92 13:41
عزیزم از حرفم ناراحت نشیا من به گفته خودت که گفتی ( خدايش چقد تپل هم بودن ) می خواستم باهت شوخی کنم ماشاالله بچه هات هر دوشون خوبن
مامان
پاسخ
آيا من گفتم ناراحت شدم نه عزيزم اون روز كه ديدمت سوال كردم كدومشون واقعا لاغر تر شدن كه فكري براشون بردارمدرآن عكس كه مد نظر بود من سارا و امير رو گفتم كه لاغر شدن عذرررررررر خواه بيدمكه شفاف بيان نكردم
مامان مهدی و زهرا
6 اسفند 92 7:51
دوستتون دارم بچه ها
مامان
پاسخ
ما هم دوستون داريم زن عمو جوني
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
8 اسفند 92 4:41
خدایا گهگهاه ازمشکلات زندگی خسته میشوم ومعرفتم کمرنگ می شود.مگذار به سبب خستگی هایم عزیزانی را که دریایی ازمعرفتند لحظه ای فراموش کنم
مامان
پاسخ
عزیزمی مهربون.
آیسان مامان ماهان
12 اسفند 92 12:19
ای خدای من مگه اون امیر رضاست با مقنعههههههههههه...چه خوشگل شده خدایی
مامان
پاسخ
ما اين جوري بيديم دگه ممنونم عزيزم
آیسان مامان ماهان
12 اسفند 92 12:20
ای جونم چه لاوهایی میترکونن بچه های مردممممممممممممم این عکس آخریم محشرههههههههههه
مامان
پاسخ
اين در حالت مهربونيه خدا عاقبت بقيه حالت ها رو بخير كنهممنون خاله جوني