امیر گلمامیر گلم، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره
محیای نازممحیای نازم، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره

يكي بود يكي نبود

حرف هایی از زبان امیررضا

1392/9/9 9:04
نویسنده : مامان
228 بازدید
اشتراک گذاری

روی تخت باهم دراز کشیده بودیم که شما جبغ بنفشی کشیدی من بهت گفتم امیررضا جیغ نکش سرم رفت میگی پس چرا اونای تو اون فیلمه جیغ میکشن مگه اونا ادم نیستن که سرشون بره(منظور از فیلمه سریال پسران نسبتا بد) حالا من سوالچرا مامان اونا الکیه فیلم بازی میکنن حالا تو ولی کاش ما هم تو اون فیلمه بودیم حالا من جانسوالواسه چی؟ حالا تو اخه میرفتیم کمک اون مرده حالا من مردم از احساسات بشر دوستانت قربون اون قلب مهربونت برم من حالا من دستتتتت حالا من عاشقتم حالا من دوست دارم و تا اخر حالا من ماچ و ۰۰۰۰۰۰۰۰

داشتی الکی از گوشی بابب اسفنجیت ازم عکس میگرفتی مامان خودتو خوشگل بگیر تا من ازت عکس بگیرم منم الکی یک ادای در اوردم گفتی مسخره بازی نکن میگم خودتو خوشگل بگیر بخندنیشخند

محیا هی از سر کولت بالا میرفت میگفتی کچلم کردی بچه یک دقیقه بشین

هروقت یک چیزی میخوری دوست داری به محیا هم بدم حتی اگه باب دلت باشه حتی اگه کم باشه مهربونه از بس پسرمقلب

مامان بهم آب ميدي آره عزيزم شروع به شعر خوندن كردي دستت درد نكنه مامان دارم مهربون مهربون شيرين زبون عینک نوع هندونه زير بغل گذاشتن امير رضا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

امیرحسین کوچولو نفس ما
9 آذر 92 13:40
عزیزم خصوصی دارید
مامان
پاسخ
ديدم خاله
امیرحسین کوچولو نفس ما
9 آذر 92 15:21
هزار ماشاالله به خوش زبونیت عزیزم
مامان
پاسخ
ممنون خاله
امیرحسین کوچولو نفس ما
11 آذر 92 15:19
خصوصی عزیزم