امیر گلمامیر گلم، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره
محیای نازممحیای نازم، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره

يكي بود يكي نبود

اوضاع روزهاي گذشته

1393/5/29 12:05
نویسنده : مامان
283 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسرگلم و دختر ماهم و دوستاي مهربونم

الان كه اين مطلب رو مينويسم اوضاع آرومه و همه چي روبراه بغل بعد از يك طوفان كه خدارو شكر به سلامتي ختم بخير شد جونم براتون بگه دقيقا از 20 مرداد كه  من سركار اومده بودم بي بي جون زنگ زد به گوشيم و گفت محيا از صبح گلاب به روتون هر چي ميخوره بالا مياره اونم  تو يك وضع اي كه من بايد يك پروژه عظيم رو  تا آخرهفته تمام ميكردم و حوصله سر خاروندن هم نداشتم خطانگران شدم به بابا حسين زنگ زدم به مامانم زنگ زدم تا اگه ميتونن برن پيشش و خودم كلا بهم ريختم و فكرم مشغول شد ولي نميتونستم برم خونه بي بي جون گفتن هنوز خيلي خراب نيست و تب نداره نميخواي بياي اگه بدشد حالش من زنگ خواهم زد ولي خودم هر يك ربع زنگ ميزدم و جوياي حالت بودم ولي نميتونستم بيام تا ظهر كه به سلامتي رفتم خونه از قيافت معلوم بود بيحالي الهي مادرت فدات بشه تا منو ديدي هوس شير كردي منم بهت دادم داشتي ميخوردي كه تو بغلم همه رو بالا آوردي واي خداي من دختركم .از دهن و دماغت زد بيرون خيلي ترسيدم ميترسيدم بهت شير بدم تا بابايي اومد و لباساشو عوض كرد يك نهاري خورده و نخورده بلافاصله رفت برات نوبت بگيره هروقت اينجا رسيدي بدون بابا و مامان چقدر دوست دارن كه بابايي به خاطر تو ساعت 3 خسته از اداره اومد و تو هواي گرم رفت برات پيش دكتر نوبت بگيره تا عصر ببريمت دكتر .براي ساعت 6 نوبت داد برديمت دكتر .گفت كه يك ويروسه وارد بدنش شده يك آمپول براي تهوع و چند شربت برات نوشت گفت اسهال هم هست گفتم از عصري شروع شده گفت به احتمال 90درصد شب تب شديدي ميكني و ما نگران تر شديم بابايي گفت بيا دكتري كه هميشه ميبريمش هم ببريم و برديمت پيشش اونم به شما قرص برای تهوع و پودر برای اسهال و یک شربت مولتی ویتامین داد و گفت یک هفته الی ده روز اسهالت طول میکشه اومدیم خونه دلت شیر میخواست و بهونه میگرفتی ولی دکتر بهمون گفته بود شیر ندم بهت تا معدت خالی باشه مادر فدات بشه از قیافت میشد فهمید که چقدر بیحالی ولی واقعا صبور بودی که ما موندیم اینهمه صبرتو.شب با اینکه شربت استامینفون دادم ولی تب شدیدی کردی که تاصبح چند بار پاشویت کردم و نگران از تبت خوابم نمیبرد و تا چشمم سنگین میشد از ترس میپریدم خدایا چقدر تو مهربونی میدونی تو دلم چه میگذره شکرت فقط شکرت صبح مرخصی گرفتم و پیشت موندم وبه بی بی گفتم نیاد با توجه به راهنمایی دوستان برات ظهرت کته گذاشتم با سوپ برنج و با هزار ترفند یک قاشق میخوردی چه کارا که نمیکردم که یک قاشق بخوری بابایی وسط روز اومد بهت سر زد و باز رفت سرکار .از اون روز دیگه تب نکردی و بالا نیاوردی ولی تا دقیق ده روز بی اشتها به غذا و اسهال بود و الانه خدا رو هزاران هزار بار شکرت خوب خوب وسرحالی و همه چیز برگشته به قبلاوه

پسندها (2)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (10)

مامان نارنين
2 شهریور 93 7:43
الهي شكر .الهي هيچ وقت ديگه محيا گلي بي حال ومريض نباشه .ايشاالله.
مامان
پاسخ
انشالله
مامان
2 شهریور 93 15:44
آخی.محیا گلی چی شده بودی خاله.. خدا رو شکر که الان حالت خوبه خانمی.بوووووس مواظب خودت باش که دیگه مریض نشی ها
مامان
پاسخ
الانه خوبم خاله جون خوب خوب
مامان
2 شهریور 93 15:46
مامانی خسته نباشی... چقدر اذیت شدی. اما باز خدا رو شکر که الان حال دخملی خوبه،انشاالله دیگه هیچوقت مریض نشه.بووووس
مامان
پاسخ
ممنونم عزيزم انشاالله همه بچه ها زير سايه محبت هاي بابا و مامانشون صحيح و سالم باشن
مامان بردیا اریایی
3 شهریور 93 15:07
ای جانم خدارو شکر که خوبی نانازم الهی شکر بوسسسسسسسسسسسسسسسسس
مامان
پاسخ
ممنون خاله جون مهربون
آیسان مامانی ماهان جون
5 شهریور 93 9:18
سلاااااااااااااام مامان امیر و محیا گلی و نازدونه ها
مامان
پاسخ
سلام به روی ماهت عزیزم
آیسان مامانی ماهان جون
5 شهریور 93 9:20
ای خدااااااااااااااا قربونش برم محیا جون چرا؟؟؟شاید دندون درمیاره
مامان
پاسخ
دیده که نمیشه اون دندون فضول که بچمو اذیت کرد
آیسان مامانی ماهان جون
5 شهریور 93 9:22
دست بابا و مامان مهربون درد نکنه،چقد برات زحمت کشیدن محیا خانومی
مامان
پاسخ
میسی آیسان جون ما که توقع نداریم
آیسان مامانی ماهان جون
5 شهریور 93 9:23
ایشالله که الان محیا جونی خوبه خوب شدهامیر گلمم میبوسمش
مامان
پاسخ
خوب خوبم خاله جونی
نرجس
6 شهریور 93 8:30
شکر خدا ،واقعا مریضی بچه ها آدمو بیشتر از مریضی خودش از پا در میاره.امیدوارم دیگه هیچ وقت بیماری سراغ گل کوچولوی ما نیاد
مامان
پاسخ
ممنون زن عمو جون که تو اون روزها احوالپرسم خیلی بودین و اذیت شدین
آیسان مامانی ماهان جون
6 شهریور 93 11:51
محیا گلم روز دختر مبارک عزیز دلمممممممممممممممممم
مامان
پاسخ
ممنونم خاله جون مهربون